الشيخ البهائي العاملي

301

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

منزل خود [ 1 ] خواه خود قدرت برآن داشته باشد و خواه ديگرى متعهّد آن شود . و نيز از جملهء استطاعت : قدرت بروفاى دين مثل قرض [ 2 ] و مهر زن و غيرآن ، پس مادام كه قادر بروفاى آن نباشد حجّ واجب نمىشود [ 3 ] . و اگر زن در راه حجّ احتياج به محرم داشته باشد و محرم به جهت رفاقت او اجرتى خواهد قدرت بر اجرت آن محرم نيز داخل استطاعت است ، پس اگر براجرت او قادر نباشد حجّ براو واجب نمىشود . شرط پنجم : صحّت بدن‌است ، به حيثيّتىكه از رفتن به‌حجّ مشقّت شديده‌لازم‌نيايد . شرطششم : امنيّت‌راه‌است ، پس‌مادام‌كه‌گمان [ 4 ] ناامنىباشد ، رفتن‌واجب‌نيست [ 5 ] . شرط هفتم آنكه : آن‌قدر وقت باشد كه خود را به مكّهء معظّمه رساند و افعال حجّ را به‌فعل آورد ، پس اگر وقت تنگ باشد ، حجّ در آن سال ساقط است . و هر گاه برزن واجب شود ، مىتواند كه بىرخصت شوهر به حجّ رود . امّا حجّ سنّتى بىرخصت شوهر نمىتواند كرد .

--> [ 1 ] ظاهر متن اين است كه شرط نيست در استطاعت داشتن مؤنه و سرمايه بعد از برگشتن بلى بايد سوء حال دست ندهد براى او ، پس اگر شخصى سرمايه دارد كه به آن كسب و گذران مىكند و اگر سرمايه را صرف در حجّ نمايد بعد از برگشتن بايد گذران به مذلّت سؤال كردن باشد لازم نيست حجّ بر او . ( مازندرانى ) [ 2 ] اگر حالّ باشد و امّا مؤجّل قدرت وفاء آن شرط نيست در حصول استطاعت . ( خراسانى ) * مطلقاً معلوم نيست . ( صدر ) [ 3 ] و همچنين واجب نمىشود مگر بر كسى كه علاوه بر قدرت داشتن او بر امور مذكوره قدرت بر تعيّش بعد از مراجعت به حسب خود داشته باشد ، پس اگر شخصى متمكّن است از رفتن به حجّ به صرف مؤنه يا سرمايه يا فروختن آن ملكى كه از منافع آن گذران مىكند و لكن بعد از برگشتن از حجّ به سبب نداشتن سرمايه يا غير آن از صنعت و ملك به ذلّت و خوارى واقع مىشود حجّ بر او واجب نخواهد بود . ( خراسانى ) * مگر آنكه كسى بذل زاد و راحله نمايد ، پس واجب مىشود حجّ هرچند قدرت بر وفاى دين نداشته باشد . ( كوهكمره‌اى ) [ 4 ] به گمانى كه سفر را حرام نمايد . ( صدر ) [ 5 ] بلكه حرام است . ( كوهكمره‌اى )